يا جهاد اقتصادي در 8 سكانس

1ـ پيش از آغاز سال جديد گمانه‌زني‌هاي مختلفي در مورد نام‌گذاري سال 1390 انجام مي‌شد. بيشتر تحليل‌ها نيز متوجه مسائل جاري در منطقه و بيداري اسلامي بود. اما بر خلاف تمام اين گمانه‌زني‌ها، رهبر انقلاب نام "جهاد اقتصادي" را مناسب نيازها و اولويت‌ها دانستند.
بزرگواري سخني گفته بود به اين مضمون كه برخلاف تمام تحليل‌ها، رهبري موضوعي به جز بيداري اسلامي را براي نامگذاري انتخاب نمودند و اين درايت و تدبير را تحسين كرده بود. نكته اينجاست كه اگر قرار بود رهبر انقلاب در اين 22 سال بر اساس تحليل‌ها و نظريات برخي بزرگوران ـ كه البته در حسن نيتشان شكي نيست ـ تصميم بگيرند و عمل كنند، معلوم نبود كار نظام به كجاها مي‌كشيد. مختصرش آنكه تدبير رهبري بوده كه توانسته است بحران‌هايي همچون فشارها و تحريم‌هاي خارجي به بهانه‌هاي متعدد و مختلف، دوران پرتنش به اصطلاح اصلاحات، فتنه تير 78، فتنه 88 و ده‌ها مشكل و مسئله را مديريت كند و كشتي انقلاب را از گرداب‌ها برهاند.

2ـ اما چرا جهاد اقتصادي؟ انقلاب اسلامي و در پي آن برقراري جمهوري اسلامي، الهام‌بخش بسياري از ملل مسلمان بوده و حداقل براي خيلي‌ها ثابت كرده است كه وقوع و پيروزي يك نهضت اسلامي و برقراري حكومتي با هدف استقرار اسلام محال نيست. در اين ساليان مخالفان ايران از هر حربه‌اي براي شكست اين تجربه و الگوي جديد و بي‌نظير بهره بردند، اما به جايي نرسيدند. تمام هدفشان اين بوده است كه هر طور شده، اين الگو را بزنند؛ ناكارش كنند و ناكارآمد جلوه دهند. امروزه روز هم اگر بتوانند در حوزه اقتصاد اين تجربه را دچار معضل كنند، به هدفشان رسيده‌اند؛ خواهند گفت كه: "ما كه گفتيم نمي‌شود؛ نمي‌شود اسلام را، عدالت را و اعتقادات الهي را ملاك قرار داد و بعد دنيا را هم ساخت و داشت. نمي‌شود."
الآن تمركز مخالفان بر نابود كردن اقتصاد ايران است.

3ـ حالا اين "جهاد اقتصادي"، چه صيغه‌اي است و چه معنا مي‌دهد؟ جهاد با تلاش و كوشش فرق مي‌كند. جهاد يعني مبارزه؛ يعني جنگ. پس جنگي است و كار سخت؛ "مجاهدت" مي‌خواهد.
يادش به خير اسكناس‌هاي بيست توماني! پشتش طرحي بود از جاده‌سازي يك عده بيل به دست كه زيرش نوشته بود "جهاد سازندگي". فرهنگ عمومي ما در سال‌هاي ابتدايي انقلاب، انقلابي بود و جهادي. يك عده جوان و مهندس و پزشك و ... بي‌هيچ چشم‌داشتي راه افتادند و رفتند طرف روستاها براي ساختن، براي مبارزه با فقر و تبعيض، جنگ براي گسترش عدالت و برابري. كه حالا در يك نمونه كوچك‌تر در بسيج سازندگي و اردوهاي جهادي اجرا مي‌شود. معلوم است كه كشور در شرايطي قرار گرفته است كه دوباره بايد اتكا به همان فرهنگ انقلابي و جهادي كرد. يا بهتر بگويم، صرفاً با آن فرهنگ است كه مي‌توان كشور را و اقتصادش را ساخت، كشوري كه خيلي‌ها برايش توطئه كرده و مي‌كنند؛ خيلي‌ها دندان برايش تيز كرده‌اند.

4ـ من اقتصاد نمي‌دانم. خيلي هم علاقه‌مند به مسائل اقتصادي و پيگيري آنها نيستم. نام "جهاد اقتصادي" كه آمد، ذهنيتم اين بود كه اين نامگذاري و مطالباتش دامن دولت و مجلس را خواهد گرفت. آنهايند كه بايد براي اين جهاد عزم جزم كنند و كمر همت ببندند تا اقتصاد ايران تكاني اساسي بخورد و شكوفا شود.
بود تا اينكه مقام معظم رهبري در ديدار با كارگران، مصرف كالاي داخلي را مصداق جهاد اقتصادي دانستند. كمي كه فكر كنيم مي‌بينيم جهادي است در نوع خودش. امروزه بسياري كالاهاي ايراني از كيفيت مطلوبي برخوردارند، اما برخي امكانات و زرق و برق بيشتر اجناس خارجي و در بسياري موارد صرفاً چشم و هم‌چشمي و عرف غلط خارجي‌پسند باعث مي‌شود خيلي‌ها كالاي خارجي را بر توليد داخل ترجيح دهند. اين مي‌شود كه خريد يك كالاي داخلي به اين نيت كه پول آن به جاي ريختن به جيب كارگر خارجي، برود توي جيب يك كارگر ايراني، خودش يك كار جهادي است.
البته رهبر انقلاب مصرف درست و دور از اسراف و تبذير را هم از مصاديق جهاد اقتصادي براي مردم دانسته‌اند. اين هم داستان مفصلي دارد؛ تجملات، چشم و هم‌چشمي‌ها، اسراف در كالاهاي اساسي و روزمره و .... اين هم خودش جهادي است. جهادي نه تنها اقتصادي، بلكه فرهنگي ـ اقتصادي.

5ـ از سوي ديگر مطالبه رهبري از جامعه كار، براي توليد كالايي خوب، فاخر و بادوام نيز در خور تأمل است. اينكه سازندگان كالاها و ارائه‌دهندگان خدمات، اتقان و كيفيت را در نظر داشته باشند و رعايت نمايند، مصداقي براي اين جهاد است.

6ـ چند روز پيش يك زوج مشگين‌شهري، به جاي هزينه نمودن براي مراسم عروسي، دو نفر زنداني بدهكار را آزاد كردند. با پولي در حدود سه ميليون تومان. سه ميليوني كه براي برخي، پول خرد است. يكي از اين دو نفر فقط به خاطر هفتصدهزار تومان زنداني بوده است. اين زوج با اين كارشان نان‌آور دو خانواده را به آغوش آنها بازگرداندند. اين كار از نوع مجاهدت فرهنگي ـ اقتصادي است. كار ساده‌اي نيست پا گذاشتن بر نفس و غلبه بر آرزوهايي كه برخي براي آن خيلي چيزها را زير پا مي‌گذارند، با اين توجيه كه "يك شب كه هزار شب نمي‌شود". ابداً ساده نيست. حالا دو نفر، يك زوج به تصميمي متفاوت مي‌رسند؛ اما شنا كردن بر خلاف جهت آب، كاري بر خلاف عرف انجام دادن، كار ساده‌اي نيست. مجاهدت مي‌خواهد.

7ـ رئيس جمهور در آغاز اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها، اعلام نمود برنامه بعدي دولت در حوزه اقتصاد، طرح‌ريزي و اجراي برخي تحولات در ساختار اقتصادي، به ويژه بانك‌ها، ماليات و گمرك است. حال نامگذاري سال به نام "جهاد اقتصادي" در ميانه طرح هدفمندي يارانه‌ها و برنامه اعلام شده رئيس جمهور براي اقتصاد كشور، به نوعي مي‌تواند حمايت جدي رهبري از طرح‌هاي دولت به شمار رود. حمايتي كه دولت بايد آن را قدر بداند و مغتنم شمارد.

8ـ در شرايطي كه رهبر انقلاب مؤكداً مسائل اقتصادي را اولويت اصلي كشور برمي‌شمرند و رسانه‌ها و سياسيون را از مسائل فرعي و اختلافات پرهيز مي‌دهند، طرح برخي دعواها و مسائل از قبيل هياهوي معروف به جريان انحرافي، چندان عقلاني به نظر نمي‌رسد. هر گونه هياهوي بيجا و مشغول شدن به امور فرعي و بي‌اولويت مي‌تواند مانع بهره بردن از فرصت "جهاد اقتصادي" شود.

پس‌نوشت: يكي از خوانندگان گرامي پيغام زير را گذاشته‌اند؛ جالب است:
"سلام طاعات قبول. همینطور که داشتم می خوندم یاد سفره های افطارمون افتادم. و حرصی که برای خرید مرغ و گوشت و نان و ... این روزها در جامعه هست. کاش یک بند هم اختصاص می دادید به اقتصاد ماه رمضان مخصوصا صف های نانوایی سنگکی!"
مثلاً قرار است در ماه رمضان كمي گرسنگي را تجربه كنيم، اما آن‌قدر بين افطار و سحر مي‌خوريم كه دو روز هضمش طول مي‌كشد. به جاي اضافه كردن يك بند، خواندن نوشته سال پيشم را پيشنهاد مي‌كنم.

اين نوشته در: پايگاه أين عمار
                  وبلاگ گروه اقتصاد اسلامي پژهان
                  جهان‌نيوز


برچسب‌ها: اقتصاد، سياست‌بازي، الگوي مصرف، فرهنگ جهادي
+  سيد مصطفي خاتمي |  جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ | ساعت ۱۱:۲۵ ب.ظ | موضوع: "سياست"  | 

جمعه‌شب گذشته پخش مجموعه تلويزيوني "مختارنامه" به پايان رسيد. سريالي كه 40 جمعه يعني بيش از 9 ماه مهمان خانه‌هاي ايرانيان و جزء پربيننده‌ترين آثار تلويزيوني در ايران بوده است. اقبال كم‌نظير مردم به اين مجموعه در چند مؤلفه ريشه دارد. قصه روايتگر حادثه‌اي تاريخي و واقعي است كه معمولاً بيان تصويري حوادث تاريخي موجد جذابيت است. از طرفي داستان، مربوط به اعتقادات مردم است. آن هم موضوعي كه نزد عموم از جايگاهي كم‌نظير برخوردار است؛ عاشورا و امام حسينعليه‌السلام. اما صرف انتساب قصه به تاريخ و موضوعات مذكور براي چنين اقبالي كافي نيست. بسيار بوده‌اند مجموعه‌ها و فيلم‌هايي كه به اين موضوع پرداخته‌اند اما ماندگار نشده‌اند يا چنين توجهي را به خود معطوف نكرده‌اند.
سطح بالاي هنري اين سريال، فيلمنامه و گفتگوهاي درخشان و هوشمندانه، كارگرداني استادانه، بازي‌هاي خوب، دكورها و فضاسازي‌هاي جذاب و بجا، همه و همه دست به دست هم دادند تا اثري كم‌نظير و ماندگار خلق شود.
البته توضيح دهم كه مختارنامه را بي‌عيب و نقص نمي‌دانم. چه از لحاظ انطباق تاريخي، چه از نگاه روايت داستاني و چه از جنبه فني ـ از جمله برخي بازي‌ها و گفتگوها ـ برخي ايرادات و انتقادات به اين مجموعه وارد است؛ اما آن‌قدر اين كار نقطه قوت و زيبايي دارد كه بتوان از نقايصش گذشت.

داوود ميرباقرياما به اعتقاد اين قلم آنچه بيش از هر چيز در جذب و جلب مخاطب و برانگيختن تحسين او مؤثر بوده است، نگاه ويژه ميرباقري به تاريخ است. او تاريخ را از سر درس‌آموزي مرور مي‌كند. ميرباقري در نمايش دقيق تغييرات و تحولات، نقاط عطف و حوادث تعيين‌كننده سعي فراواني از خود نشان مي‌دهد. اثر مشهور قبلي او، يعني امام عليعليه‌السلام نيز چنين است.
بايد سپاسگزار ميرباقري باشيم. او حقايقي از تاريخ را به ما نشان داد كه بعضاً فهم و پذيرشش چندان آسان نبوده است.
اينكه فردي روزگاري در ركاب علي مي‌جنگد و روزي سر حسين را از تن جدا مي‌كند. مي‌شود روزي براي حسين نامه نوشت و روزي ديگر بر او شمشير كشيد. امكان‌پذير است كه امروز با مسلم بيعت كني و قول ياري بدهي، اما فردايش او را تنها بگذاري تا در غربت كشته شود. اتفاق ساده‌اي نيست اينكه كسي مختار را به اتهام مماشات با قاتلان حسين سرزنش و ترك كند و مدتي بعد با همان قاتلان براي مبارزه با مختار متحد شود. اصلاً محال نيست كه روزي براي مختار شمشير بزني و روزي بر مختار.
اينها همه حقايق تاريخي است. اما تبيين ريشه‌ها، چگونگي و عوامل وقوع آنها، با استفاده از جذابيت تصوير اثري كم‌نظير در فهم آنها دارد. بيان هنري يك واقعه و زواياي آن به مراتب جذاب‌تر و داراي اثري ماندگارتر است از خواندن يا شنيدن آن. ميرباقري طي 8 سال تمام توان و داشته خودش را گذاشت تا يكي از مهم‌ترين و اثرگذارترين حوادث تاريخ شيعه يعني عاشورا را در بستر ماجراي قيام مختار مرور كند. بيراه نيست اگر بخش عمده‌اي از مجموعه مختارنامه را تفسير و تبيين اين كلام كوتاه اما نمادين بدانيم كه: "امام حسين را منتظرانش كشتند".

نكته جالب توجه آن است كه اين سريال آن‌قدر قوي بود كه به تبع آن برنامه گفتگومحور "هنگام درنگ" نيز تبديل به برنامه‌اي پرطرفدار شود. اگر آماري گرفته شده باشد احتمالاً اين گفتگوها در ميان برنامه‌هاي گفتگومحور با موضوع ديني جزء پربيننده‌ترين‌ها بوده است. در واقع "مختارنامه" بستري براي بحث و تبيين تاريخ شد. سريال حس كنجكاوي مخاطب را در حوزه تاريخ اسلام و تحليل آن به شدت تحريك مي‌كرد. اين نيز از نقاط قوت كار ميرباقري است. هنر بزرگي است كه يك سريال تلويزيوني مخاطب را به پرسيدن و تلاش براي افزايش دانسته‌ها وادارد.

بايد قدردان ميرباقري بود و او را ستود كه تجربه‌اي جديد، متفاوت و به ياد ماندني را رقم زد و البته سطح توقع و سليقه مخاطب را بالا برد.
خدا تلاش او و ارادتش به اهل بيتعليهم‌السلام به ويژه مولا عليعليه‌السلام را ذخيره قبر و قيامتش قرار دهد!


برچسب‌ها: سيد داوود ميرباقري، مختارنامه، صدا و سيما
+  سيد مصطفي خاتمي |  یکشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۰ | ساعت ۵:۳۵ ق.ظ | موضوع: "فرهنگ و جامعه"  |