در طول تاريخ ِ يك ملت، زياد نيستند روزهايي كه بتوان از آنها به عنوان نقطه عطف ياد كرد. اگر تاريخ را ورقي بزنيم و نقاط عطف آن را از تلخ و شيرين بنگريم، تأييد خواهيم كرد كه نقش مردم و توده‌ها همواره مهم‌ترين و تأثيرگذارترين بوده است؛ پيروزي‌ها با حضور و مشاركت آنان حاصل شده است و شكست‌ها با نبود، سستي و شانه خالي كردن آنها از زير بار مسئوليت رقم خورده.

إنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بأنْفُسِهمْ (رعد/ 13)

9 دي 88 از زمره چنين ايامي است. همگان اذعان دارند كه واقعه اعجاب‌آور نهم دي خيزشي مردمي و خودجوش بود. پس از فتنه‌آفريني در عاشوراي 88، تجمعات و اعتراضات مختلفي در سراسر كشور به صورت كاملاً پيش‌بيني نشده و خودجوش به وجود آمد، اما تنها اعلام يك زمان مشخص براي اعتراض سراسري كافي بود تا همچون يك جرقه، عقده‌هاي فروخفته مردم، تبديل به انفجاري بزرگ شود و حماسه‌اي خلق شود كه در حكم مرگ فتنه بود.

چه شد كه حضور مردمي در 9 دي از بسياري تجمعات و راهپيمايي‌هاي رسمي پررنگ‌تر، پرشورتر و البته آگاهانه‌تر بود؟ پيوند عميق و ناگسستني مردم ايران‌زمين با اهل بيت به خصوص حضرت اباعبدالله، چيزي نيست كه نياز به شرح داشته باشد. اقدامات چندماهه فتنه‌گران به خصوص جريانات روز قدس و 16 آذر، باعث تحريك احساسات و عواطف عمومي و ناخرسندي آنان شده بود؛ اما آنچه باعث شد تا حتي آناني كه شك و شبهه‌اي داشتند نيز پي به ماهيت جريان فتنه ببرند، حرمت‌شكني كم‌نظير در روز عاشورا بود.

نكته مهم همين‌جاست؛ اگر حق و باطل شفاف و عريان در برابر ديدگان مردم نمايان باشد، آنان خود در صحنه حاضر خواهند بود. حوادث روز عاشورا چنين نتيجه‌اي در پي داشت؛ تمييز حق از باطل. يك بررسي ساده نشان خواهد داد كه در سي و چند سال پس از انقلاب، آن‌گاه كه حقيقت به درستي تبيين شده است، مردم حاضر بوده‌اند. در چنين شرايطي توده‌ها به وظيفه خود عمل خواهند كرد و نيازي نيست از روزها قبل آنان را دعوت به حضور و مشاركت كرد. آنچه حائز اهميت است تلاش براي شفاف شدن و پيرايه‌زدايي حقيقت است، همان چيزي كه از آن تعبير به "نقش عمار" مي‌شود.

اينجاست كه 9 دي تبديل به تجربه‌اي خجالت‌آميز براي دستگاه‌هاي دولتي و در سطحي پايين‌تر فعالان سياسي و فرهنگي مي‌شود. دستگاه‌هاي به اصطلاح فرهنگي ما چقدر در بصيرت‌آفريني و توسعه افق ديد عمومي نقش داشته‌اند؟ تا چه ميزان توانسته‌اند حقايق را آن‌گونه كه هست براي مردم بيان كنند؟ فعالان فرهنگي و اجتماعي از بالاترين تا پايين‌ترين سطح تا چه ميزان در عمل به وظيفه تبييني خود به‌هنگام و مؤثر عمل كرده‌اند؟ واقعيت آن است كه اگر اشخاص حقيقي و حقوقي آن‌گونه كه بايد به وظيفه خود عمل مي‌كردند و ماجرا زودتر براي عموم مردم به خوبي تبيين مي‌شد، شايد اصولاً حوادث عاشوراي 88 اتفاق نمي‌افتاد.

9 دي نشان داد كه مردم همواره آماده دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي هستند، مشروط بر آنكه حقيقت را بفهمند؛ و تبعاً اين رسالت خواص است كه غبار از چهره حق بزدايند. در نتيجه اگر آنها در تبيين و تشريح فضا كوتاهي كنند، غبارهاي ذهني فرو نخواهد نشست و اقدام عمومي به‌هنگام واقع نخواهد شد.

متأسفانه دستگاه‌هاي دولتي كه ماهيتي بسترساز و سياست‌گذار دارند، تبديل به مجموعه‌هاي اجرايي و ترويجي عريض و طويل و البته بي‌خاصيت شده‌اند كه براي پر كردن پرونده‌ها و گزارش‌ها، فعاليت‌هاي ضعيفي انجام مي‌دهند؛ اهالي سياست و فرهنگ نيز به دلايل متعدد از جمله منافع شخصي و گروهي در بازشناسي وقايع كوتاهي مي‌كنند. صدا و سيما هم معمولاً موضعي انفعالي و البته محافظه‌كارانه دارد و به ندرت ابتكاري از خود بروز مي‌دهد. از چنين عملكردي چه حاصلي مي‌توان انتظار كشيد؟

انجام مجموعه‌اي از اقدامات تكراري، پر سر و صدا و شعارگونه، نوشتن و پراكندن متون ادبي و كاريكاتور و شعر در رد و طعن فتنه‌گران و به فحش كشيدن آنان مصداق كامل و جامعي از عمل عماروار نيست. ضرورت استفاده از ابزار هنر در اين عرصه قابل انكار نيست؛ شعار نيز لازم و ضروري؛ اما اينها تنها بخشي از كار و تابعي از وظيفه تبيين و شفاف‌سازي به زبان ساده و همه‌فهم است. تمام اينها تا آنجايي مفيد و لازم است كه حقيقتي را روشن كند و گرنه تنها فرياد كردن كينه‌هاي ـ‌به حق‌ـ از فتنه‌گران، دردي را دوا نخواهد كرد.

بايد بپذيريم كه دستگاه‌هاي دولتي ما و فعالان فرهنگي و اجتماعي ما ـ‌از سطح ملي تا محلات كوچك‌ـ تا كنون نتوانسته‌اند آن‌گونه كه بايد به وظائف خود عمل كنند. چرا بايد مسائلي بديهي همچون فلسطين و وظيفه ما در قبال آن هنوز براي گروه زيادي از مردم مبهم باشد. آيا جز اين است كه صرفاً فعاليت‌هاي شعاري و سطحي و محدود به زماني خاص صورت پذيرفته است؟

ما بايد ضعف خود را بپذيريم و 9 دي را تجربه‌اي بدانيم براي تغيير روش‌ها و حتي اهداف. بفهميم هدف تبيين حقيقت است، نه شعار دادن و صرفاً تحريك احساسات كه اينها تنها ابزار است.

به زعم نگارنده، بهترين راه، واگذاري امور به دست خود مردم و تشكل‌هاي مردمي است، به معناي واقعي كلمه؛ آن‌چنان كه در ابتداي انقلاب مرسوم بوده است. اينكه براي مناسبت‌هاي مختلف جمعي از مسئولان و نمايندگان دستگاه‌هاي مختلف بنشينند و با نگاه رقابت‌هاي بين بخشي تصميماتي بگيرند، خاصيتي نخواهد داشت. بايد خود مردم را مشاركت داد، همان‌گونه كه آيين‌هاي مذهبي كاملاً مردمي است. حضور مردمي باعث خواهد شد تا توده‌ها، نسبت به موضوعات احساس تعلق و وظيفه بيشتري كنند و حقيقت را بهتر و بيشتر لمس كنند و بفهمند؛ و از طرفي رسالت تبيين و ابهام‌زدايي را خود به عهده بگيرند يا دست‌كم زمينه‌ساز چنين امري در بستر عمومي باشند.

تصميم‌گيران و فعالان سياسي، فرهنگي و اجتماعي بايد بدانند كه بيشتر اوقات مردم از آنها پيشروتر هستند؛ بايد بياموزند كه به مردم اعتماد كنند.

اين نوشته در: پايگاه جهان نيوز
                  پايگاه أين عمار
                  پايگاه مجمع مطالبه مردمي
                  پايگاه گراي 57


برچسب‌ها: فتنه 88، مردم، دولت
+  سيد مصطفي خاتمي |  چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸۹ | ساعت ۹:۲۸ ق.ظ | موضوع: "فرهنگ و جامعه"  |