
جمعي از دوستان در دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي مشهد
برنامهاي از سلسله برنامههاي "سنگربان" را تدارك ديدهاند در تجليل و تقدير از استاد سيد رضا مؤيد، شاعر آييني و پيشكسوت خراسان. پيش از اين نيز از استاد محمود اكبرزاده مداح پيشكسوت مشهدي تقدير شده بود. چنين مراسمي، كاري است در خور توجه و تقدير كه بركات فراواني خواهد داشت. استاد مؤيد همان فردي است كه رهبر معظم انقلاب در ديدار اخيرشان با شاعران آييني، با ذكر نام، از اشعار او در مراسم تشييع جنازه شهداي دفاع مقدس در مشهد ياد نمودند.
در دوران خردسالي و نوجواني در معيت پدر، فراوان به جلساتي ميرفتم كه بزرگاني همچون استاد مؤيد، استاد اكبرزاده، استاد شفق و ديگر شاعران و مداحان قديمي مشهد در آن مدح و ثناي خاندان عترت و طهارت ميگفتند. همين رفت و آمدها و استماع اشعار و مدايح اين اساتيد باعث مشكلپسندي و نكتهسنجيام درباره شعر و مديحه آييني شده است، به گونهاي كه بسياري از اشعار و مدايح امروزي برايم ناخوشايند و ناساز جلوه ميكند.
مهمترين نقطه قوت شخصيتي همچون حاج سيد رضا مؤيد، جايگاه مردمي شعر اوست كه در عين حال، منجر به درافتادن به ابتذال نشده است.
شعر مؤيد آنقدر درگير آرايهها و صنايع ادبي نيست كه فهم آن براي عموم مردم و مستمعان صعب و مشكل باشد. شعر در عين اينكه حرفهاي و صحيح است، اما براي مخاطب عام مجالس و محافل مذهبي، روان و قابل درك است. از طرفي توجه او به اهميت مفهوم و پيام شعر و همچين اتقان مضامين بر اساس منابع اصيل ديني به نحوي است كه شعر او از سرودههاي بعضاً سخيف و مبتذل امروزي كه به نام مدح اهل بيت ارائه ميشود به روشني قابل تفكيك است. مؤيد و شعرش نمونهاي عيني هستند براي سرايندگان مذهبي كه هم ميتوان شعري متناسب با مجالس و مخاطب عمومي سرود و هم اينكه شعر، سطحي و حاوي مطالب نامناسب و يا حتي نامعتبر و غلط نباشد.
اصولاً براي شخصيتهايي همچون مؤيد، شعر ابداً هدف نيست. هدف، ترويج و تبيين دين، اعتقادات و حق است با استفاده از استعداد خدادادي شعر. از همين روست كه اين شعر به شدت متعهد و البته عميق و پرمغز است.
نكته ديگر درباره استاد مؤيد، اداي دين او به انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است. اساتيدي چون مؤيد، اكبرزاده و شفق زماني براي انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و شهدا سرودند و خواندند كه بسياري از به اصطلاح ولايتيهاي مدعي، قربةً الي الله، به طعن و هتك نظام اسلامي و امام و شهدا ميپرداختند. بيشك اين حضور جدي، نه تنها در تهييج و تشويق مردم و به ويژه جوانان براي حضور در ميادين انقلاب و دفاع نظامي به شدت مؤثر بود بلكه در تقويت جبهه انقلاب از طرفي و تضعيف موضع ضدانقلاب ـ كه بعضاً با نقاب مذهب فعاليت مينمود ـ از سوي ديگر كارساز و مهم بود.
مؤلفه قابل توجهي كه در منش استاد مؤيد وجود دارد، تواضع، پرهيز از نام و دوري از دنياگرايي است. بر خلاف برخي شاعران و هنرمندان كه تحت تأثير مشهورات روشنفكري همواره گمانشان بر آن است كه تافتهاي جدابافتهاند و مدام گله ميكنند از اينكه قدرشان ناشناخته است و يا اينكه به معيشت آنها توجه نميشود و حمايت نميشوند. هنرمنداني كه اگر دوپينگ حمايتهاي دولتي و هياهوي مريدان نباشد، دوام و بقايي نخواهند داشت. اشخاصي همچون استاد مؤيد نه براي نام و نان، كه براي اعتقادشان شعر ميگويند و قلم ميزنند و ميخوانند و جز از درگاه الهي و اوليايش صله نميگيرند. حتي موافقت با برگزاري همين بزرگداشت، پس از اصرارهاي فراوان و به نيت تشويق و الگوسازي براي نسل امروز بوده است. اما اين تواضع و نامگريزي نافي وظيفه ما در تكريم و تعظيم چنين انسانهايي نيست. اگر چنين شخصيتي متعلق به جريانهاي غيرمذهبي بود، معلوم نيست چند برنامه تلويزيوني برايش ساخته ميشد، چند تنديس برايش ميتراشيدند و چند سالن و مكان فرهنگي را به نامش ميكردند!
دعاگوي مرحوم پدرم هستم كه از خردسالي مرا با اين بزرگان و مجالس و محافلشان آشنا كرد.
پسنوشت: برخي دوستان خواسته بودند شعري از استاد مؤيد بياورم. اطاعت امر شد؛ شعري براي حضرت موعود
عجلالله تعالي فرجه مناسب با ايام:
در خلوت خيالت هر شب كه مينشينم
جز جلوه جمالت چيزي دگر نبينم
در بوستان حسنت از خار كمترم من
يك لحظه رخصتي ده شايد گلي بچينم
آنسان كه با تو بستم پيوند مهر اي دوست
حاشا كه ديگري را جاي تو برگزينم
عمري بود كه دارم در دل اميد وصلت
باشد كه زنده مانم تا چهرهات ببينم
يا از جدايي تو يا از غم شهيدان
با اشك همعنانم با ناله همنشينم
دل نااميد تا كي؟ داغ شهيد تا كي؟
در غيبت تو مهدي، من با بلا قرينم
غير از تو كس ندارم، فريادرس ندارم
در سوز و ساز از اين غم از آه آتشينم
مولاي من تو هستي عبدت «مؤيدم» من
كز خرمن عطايت پيوسته خوشهچينم
1 بهمن 1360